بیشتر بخوانید...

صابر عاشری لشت نشائی

بحران آب، بحران برق، بحران گاز، بحران آلودگی هوا، بحران بوی بد، بحران واکسیناسیون و…؛ دیگر در این کشور ما عادت کردیم به همه‌ی این بحران‌ها و هر سال علاوه بر بحران‌های گذشته بحران‌های نوظهور پدیدار می‌شود.

زندگی در ایران برابر شده است با زندگی در بحران و اگر روزی بحرانی در این کشور وجود نداشته باشید باید به خودمان شک کنیم! شاید شرایط ایران بسیار شبیه سریال «بدون شرح» باشد که در آن آقای کاووسی، مدیرمسوول روزنامه «شهر قشنگ» در هر قسمت با بحران جدیدی روبرو می‌شد و میگفت «بحران را می‌بینم که دارد زیر چشمی من را نگاه می‌کند»!

آری در این کشور بحرانی ایستاده و همیشه ما را نگاه می‌کند، گاه در قامت برق، گاه در قامت گاز و گاه و گاه و گاه…

هر چند با مسوولین فعلی دولت، امیدی به رفع مشکلات کشور نیست اما تنها کاری که آقایان می‌توانند بکنند این است که به مانند برق ما که خاموش است، خودشان هم خاموش باشند و با صحبت‌هایشان و آوردن دلایل صدمن یک غاز برق سه فاز از سر مردم نپرانند! اصلا گاهی به ذهن متبادر می‌شود که این افراد حقوق نجومی می‌گیرند که بر روی اعصاب مردم راه بروند!

معنای استعفاء نیز در کشور ما با تمام دنیا متفاوت است یعنی در دنیا وقتی مدیری مشاهده می‌کند که کارآیی لازم را ندارد یا خطایی می‌کند، استعفاء می‌دهد اما در ایران استعفاء فقط زمانی رخ می‌دهد که می‌خواهند مدیری را عزل کنند و برای حفظ آبروی او می‌گویند استعفاء بده و برو!

علی ایحال ما که در این دولت نه تدبیری دیدیم نه امیدی به آن‌ها در روزهای پایانی‌شان داریم فقط آرزو می‌کنیم دولت بعدی راه حلی برای بحران‌های کشور داشته باشد.