اختصاصی پایگاه خبری لشت نشا خبر، مرحومه فریده لاشایی، نقاش نوگرا، نویسنده و مترجم ایرانی متولد لاشه لشت نشا است.
داستان زندگی و هنر فریده لاشایی که او را از کودکی «نقاش باشی» صدا میکردند، از حدود ده یا یازده سالگی نزد جعفر پتگر و با طراحی و سیاه قلم شروع شد و شکل گرفت. او پس از این دوره برای آموزش نقاشی، پیش استاد ارمنی رفت. در آن جا تحت تأثیر نقاشیهای شاگرد او که رنگ و سبکی امپرسیونیست داشتند قرار گرفت و علاقه و عشق خود به «رنگ» را کشف کرد.
او توانست در چهارده سالگی اولین تابلوی نقاشی خود را که کپی یکی از آثار مشهور بود به فروش برساند. در ابتدا، نقاشی کردن برایش نوعی بازی همراه با احراز هویت و جلب تشویق دیگران بود. همزمان با نقاشی کردن مینوشت و نوشتن برایش جدیتر از نقاشی بود.
این نقاش پس از تحصیلات دبیرستانی به آلمان سفر کرد و بعد از گذراندن مدرسه مترجمی در مونیخ، به تحصیل در رشته هنرهای تزیینی در وین پرداخت. پس از اتمام این دوره مدت دو سال در کارخانه Reidel در جنوب اتریش به طراحی کریستال پرداخت و برخی از طرحهایش در استودیو روزنتال روی گلدانهای چینی پیاده شده است.
نقاشیهای فریده لاشایی را میتوان نمونهای از حضور هنر گذشته در هنر معاصر به شمار آورد. حضور همان سفسطههای اندوهناک طبیعت که از اواخر سده هفدهم در آثار نقاشان شمال اروپا چهره نمایاند.
حضور سنت کارکرد رسانه نقاشی که از روزگار سزان به این سو بر جسمانیت رنگ تاکید ورزیده است. حضور همان سنتی که بر خط و رنگهای به هم آمیخته و فرمهای نامنتظر تاکید دارد و سرانجام، حضور سنت نقاشی خاور دور همه و همه در آثار لاشایی حس شدنی است و با این همه نگاه او به طبیعت نگاهی نو و امروزی است.
سازه نقاشیهای لاشایی زمین و درخت و گل و گیاه و در یک کلام عناصر طبیعت است. زبانش نیز کم و بیش سنتی است اما او این توان را دارد که به این زبان لهجهیا نو و روزآمد بدهد.
او نمیخواهد با این زبان گزارش و روایتی از جهان و طبیعت به دست دهد. نقاشیهایش نه تصویر ظاهری جهانی است که به چشم دیده میشود. نه ایماژ جهانی رویایی است.
نخستین نمایشگاهش در ایران را در سال ۱۳۵۰ و در قالب نمایشگاهی گروهی برگزار کرد. اولین نمایشگاه انفرادی فریده لاشایی در سال ۱۳۵۲ در گالری سیحون برپا شد.
فریده لاشایی از هر آن چه که از هنرمندان مختلف در موزههای بزرگ دنیا دیده بود، در آثارش تأثیر گرفته بود. بازیهای غریب نور در کارهای «کاراواجو»، «رامبرانت» و «ورمر» تا فضاهای مهآلود «ترنر» بر او اثر گذاشته بودند. کارهای «روتگو» از نظر او بیهمتا بود و «پیکاسو» را دارای ذهنیتی سرزنده و بازیگوش میدانست.
در داستان زندگی و هنر فریده لاشایی اغلب او را با آثار نقاشیاش میشناسند ولی او نویسنده و مترجمی ماهر نیز بود. سبک او در نویسندگی ساده و روان است و گویی با کلمات نقاشی میکند. او معتقد بود که در نوشتن میتوان از نقاشی استفاده کرد ولی برعکس آن کمتر اتفاق میافتد.
کتاب «شال بامو» او بر مبنای خاطرات واقعی است و بین یک زندگی نامه و یک اثر ادبی معلق است. لاشایی دوران کودکی خود را در شمال ایران سپری کرد. پدرش فرماندار لنگرود بود و او تحت تأثیر قیام میرزاکوچکخان جنگلی رمان «شال بامو» را به تصویر کشید.
وی در پی یک دوره طولانی بیماری و به خاطر ابتلا به سرطان سرانجام در ساعت ۱۷ روز یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۱، در سن ۶۸ سالگی در بخش آی سی یو بیمارستان جم تهران درگذشت و دربندسر تهران به خاک سپرده شد.








Thursday, 29 January , 2026