باید باور کنیم که فرهنگ اصیل اسلامی، ظرفیت ساخت تمدنی نوین را دارد؛ تمدنی که نه بر سلطه و تبعیض، بلکه بر معنویت، اخلاق، عدالت و کرامت انسانی استوار است.

به گزارش لشت نشا خبر، پرویز راست گفتار در اوخان نوشت: در جهانی که سرعت تحولات فرهنگی و اجتماعی بی‌سابقه شده و مرزهای هویتی در معرض تضعیف قرار گرفته‌اند، بازخوانی فرهنگ اصیل اسلامی و احیای فضائل اخلاقی نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی تاریخی و تمدنی است. آنچه امروز جامعه اسلامی بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، بازگشت آگاهانه و مسئولانه به بنیان‌های فرهنگی‌ای است که بر مبنای ایمان، عقلانیت، کرامت انسانی و اخلاق بنا شده‌اند.

فرهنگ اسلامی، برخلاف برخی برداشت‌های سطحی یا تحریف‌شده، فرهنگی است مبتنی بر محبت، انصاف، مسئولیت‌پذیری، عدالت، علم و آزادی معنوی. این فرهنگ، نه تنها به عبادات فردی بلکه به رفتار اجتماعی، مناسبات خانوادگی، نوع مواجهه با دیگران و حتی زیست‌مسالمت‌آمیز با طبیعت توجه دارد. ترویج این نگاه تمدنی و متعادل به اسلام، می‌تواند راه‌حل بسیاری از بحران‌های اخلاقی، آسیب‌های اجتماعی و چالش‌های هویتی باشد که جامعه ما و حتی سایر جوامع درگیر آن هستند.

اما پرسش اینجاست که چگونه می‌توان این فرهنگ را در متن زندگی امروز گسترش داد؟

نخست، باید پذیرفت که تبلیغ و ترویج فرهنگ اسلامی تنها از راه موعظه و شعار حاصل نمی‌شود. تحول فرهنگی زمانی رخ می‌دهد که محتوا و شیوه تبلیغ با زبان، نیاز و زیست امروز مردم هماهنگ باشد. جوان امروز، مخاطبی جست‌وجوگر، مطالبه‌گر و آگاه است. او با انبوهی از اطلاعات و تأثیرات فرهنگی روبه‌روست و اگر قرار است پیام اسلام و فضائل اخلاقی را بپذیرد، باید آن را با زبانی روشن، مستند، انسانی و مبتنی بر واقعیت لمس کند.

نقش نهادهای فرهنگی، رسانه‌ها، نظام آموزشی، خانواده و روحانیت در این فرآیند بی‌بدیل است. در این مسیر، باید از قالب‌های سنتی عبور کرد و از ابزارهای نوین همچون فضای مجازی، هنر، سینما، داستان، موسیقی فاخر، اینفلوئنسرهای اخلاق‌مدار و الگوهای زیستی نو بهره گرفت. همچنین باید اخلاق را نه به‌عنوان مجموعه‌ای از باید و نبایدهای خشک، بلکه به‌مثابه یک نیاز حیاتی برای سلامت فرد و جامعه معرفی کرد.

نکته مهم دیگر، الگوسازی عملی است. مردم، به‌ویژه نسل جوان، بیش از آنکه به سخن علاقه‌مند باشند، به رفتار می‌نگرند. اگر مسئولان، نخبگان، معلمان و متولیان فرهنگ، خود به اصول اسلامی و اخلاقی پایبند نباشند، هرگونه تبلیغی بی‌اثر خواهد بود. صداقت، عدالت، رعایت حقوق مردم، ساده‌زیستی، تواضع و احترام به کرامت انسان‌ها، باید پیش از آنکه گفته شوند، زیسته شوند.

در نهایت، باید باور کنیم که فرهنگ اصیل اسلامی، ظرفیت ساخت تمدنی نوین را دارد؛ تمدنی که نه بر سلطه و تبعیض، بلکه بر معنویت، اخلاق، عدالت و کرامت انسانی استوار است. در چنین چشم‌اندازی، ترویج فضائل اخلاقی و فرهنگ اسلامی، نه‌فقط وظیفه‌ای دینی، بلکه اقدامی راهبردی برای ساختن جامعه‌ای سالم، پیشرو و برخوردار از آرامش درونی خواهد بود.